شيخ حسين انصاريان
368
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
مىكردند و هنگام برخورد با آنان به آغوششان مىگرفت چنان كه آنان او را به آغوش مىگرفتند و رويشان را بوسه مىداد چنان كه رويش را بوسه مىدادند و به آنان مىگفت : پدر و مادرم فدايتان ! چنان كه آنان به او مىگفتند پدران و مادرانمان فدايت . اگر او را نيمه شب به ميهمانى مىخواندند اجابت مىكرد . چون بر مركب مىنشست نمىگذاشت كسى پياده در خدمتش باشد ، اگر مىتوانست او را در رديف خود سوار مىكرد و اگر نمىتوانست به او مىگفت : تو پيشتر به فلان موضع كه وعدهگاه ماست برو من هم به دنبال مىرسم . چون بر كودكان مىگذشت به آنان سلام مىكرد « 1 » . رفع مشكل فراق در روايت است كه بردگانى از بحرين به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، در مقابل او صف كشيده بودند . پيامبر در ميانشان زنى را ديد كه مىگريست . فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ گفت : پسرى داشتم كه به بنىعبس فروختند ، پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : چه كسى او را فروخته ؟ زن گفت : ابو أُسيد انصارى . پيامبر صلى الله عليه و آله به خشم آمده ، [ به ابو أُسيد انصارى ] گفت : سواره مىروى و چنان كه او را فروختى ، باز مىگردانى ! ابو أُسيد به مركب سوار شد و او را باز آورد « 2 » . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه ميان مادر و فرزند جدايى اندازد ، خداى تعالى
--> ( 1 ) - شرف النبى : 67 . ( 2 ) - دعائم الاسلام : 2 / 60 ، باب 14 ، حديث 162 ؛ مستدرك الوسائل : 13 / 374 ، باب 10 ، حديث 15639 ؛ شرف النبى : 68 .